و چشمانت راز آتش است!
وعشقت پیروزی آدمی ست، هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد...
و آغوشت ،اندک جایی برای زیستن، اندک جایی برای مردن...
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود،و انسان با نخستین درد...
من با
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23
از لذت جام تو دل مانده به دام تو،
جان نيز چو واقف شد، او نيز دويد آمد...
بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته،
بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد!!
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23

از ترس اینکه مبادا ی روزی به خوابم, بیایی،
همیشه بیدار می مانم!
و این بیداری ،
خواب عمیقی است ک تو در آنی....
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23


هر روز صبح چشم که باز میکنم،
بیدار میشوی از خودت...!
و راه میروی در من!
راه می افتی،
که از نو بروی...
بعد از تو،
هر که رفت،
تو بودی!
تو بودی که دوباره میرفتی.......
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23
اه ،به این حال بد، روزای تاریک, و سرد
رفت، کسی که منو، به خودش آلوده کرد...
ای ،که دادی به باد ، قلبمو با اون نگات،
حک، شدن تو دلم، تک تک اون خاطرات
دست، بکش از سرم، ای دل نابود من
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23
زباله, هایتان, را کثیف, نکنید,!
شاید کسی شیرینی زندگی اش را درآن جستجو می کند...
برچسب: نویسنده: ابوالفضل صادقی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:23